دوشنبه ۱۶ ژانویهٔ ۲۰۱۲

شمس تبریزی و نیهیلیسم

در این مقاله اجمالا به اندیشه ئ نیهیلیسم در عقاید شمس تبریزی پرداخته ایم که درونمایه ئ آنها بیانگر نگرش نیهیلیستی او نسبت به وضعیت مردم و جامعه ئ عصر وی می باشد که با توجه به مشابهت های فراوان آن روزگاران با زمانه و جامعه ای که در آن به سر می بریم، قسمت هایی از آن نقل می گردد।

(( تصوف عشق که نجم الدین رازی در کتاب مرصادالعباد آن را به دو نوع مجذوبان و سالکان تقسیم می کند، کوششی برای عرضه کردن آرمان، به جهان بی آرمان است. تلاش به منظور تعیین ضابطه برای جهانی نا بسامان است و از این روی در تصوفِ عشق، آزمایش"ایثار" به عنوان مظهر عشق انسانی و عرفانی از مهمترین ابزارها معرفی می گردد. در تصوف عشق (از نوع مجذوبان) به یکباره نمی توان به اوج کمال رسید. تصوف عشق در مذهب صرفا ادای شهادت به سخن نیست. شمس می گوید: ((مذهب اقرار به وسیله عمل است. مذهب آزمایش و خطاست. مذهب نوسانها، بازگشت ها و پیشرفت ها و کمال تدریجی است. در پیوند عشق، ناچار وابستگی و اتکاء به دوست و به پیر یا مراد، به مطلوب و قطب؛ اجتناب ناپذیر است.نیچه(1900-1844) در نقد خود از سنت ها و ارزشها به نیهیلیسم گرایش پیدا می کند که به نفی اعتبارها و پس زدن معیارها و پوچ نمایی نهادهای به ظاهر معتبر پرداخته است و این یادآور پیشگویی نیچه است که معتقد بود عامل مسیحیت خود مسیحیت خواهد بود. (نگاه شود به سه مقاله ئ تخصصی درباره ئ نیچه به همراه یک کتاب پنج صفحه ای که در انجمن قرار داده بودیم. این مقالات از بخش یادداشت ها قابل دسترس است.)شمس تبریزی نیز چنین است! به عقیده ئ شمس در جایی که سراسر ادراک ما را حجاب فرا گرفته است معرفت راستین و حقیقت تمام چگونه میتواند چهره نماید؟ و معارف بازاری را چگونه اعتباری تواند بود؟ دست آورد راستین انسان چیست؟ جز سرگشتگی، جز تنهایی، جز حسرت، جز حیرت؟

واعطان به ما چه اندرز میدهند؟ جز هراس، جز بی اعتمادی، جز دوگویی، جز دواندیشی، جزتزلزل و نا استواری؟ فیلسوفان به ما چه می آموزند؟ جز جدل، جز یاوه سرایی؟ میراث آنان چیست جز ژاژ خایی و بیهوده گویی؟

فقیهان عمر ما را به چه اتلاف می کنند؛ جز به خاطر رنجی بیهوده؟ جز به خاطر آموزش شیوه های استنجاء (نجات بخشیدن)؟ میراث علم رسمی چیست جز بازار یابی و سودا گری، جز جاه جویی و شهرت طلبی، جز دور راندن و غافل ساختن از مقصود اساسی در حیات بشری؟ تعلم چیست؟ جز فرا گستردن حجابی بزرگ پیرامون خویش؟ جز فراگیری قالبی سترگ فراگرد ذهنی شکوفا؟ جز فرو کندن چاهی برای سقوط اندیشه در فرا راه آزادی جستجو؟ جز ایجاد قیدی اسارت بار در مسیر تکاپوی اندیشه ئ خلاق؟ آنانکه دعوی تحقیق می کنند راستی جز تقلید، چه می کنند؟ [آیا] انکار و قبول مردمان چیست؟ جز ازروی تقلید، جز از روی پیش داوری های بی بررسی، جز از روی نوسانهای عاطفی، جز ازروی خوش آیندها و بدآیندهای آنی و غیر منطقی؟ عقل چیست جز سست پایی زبون و زبونگر؟ جز نامحرمی بی استقلال و متکی؟ جز بیگانه ای در حریم صدق و صفا؟ مردمان را چه گفت و شنود است؟ جز ناگفتن و ناشنودن؟ جز نارسا گفتن و ناقص شنیدن؟ برزبانها چیست جز مهر خاموشی؟ بر دلها چیست جز مهر فراموشی؟گرایش ها و گریزها، ستایش ها و نکوهش ها،حمله ها و دفاع ها بر چه استوارند؟ جز بر بادی و دمی، جز بر وهمی و انگاری، جز بر خوش آیند و بدآیند بی بنیادی؟ درویشی را به دلقِ چه تعلق است؟ درویشی چیست؟ جزخود ماندن و در عین حال با مردمان بودن؟ و درویشان کیستند؟ جز مردم گریزانی لاف زن؟ جزخودگرایانی بی حقیقت که خویشتن را بیشتر به حشیش و پندار دیو سرگرم می دارند؟ زاهدان کیستند؟ جز مردم بیگانگانی شهرت طلب؟ حتی آنانکه دعوی اناالحق می زنند جز خامی خویش چه ابراز میدارند؟ مدعیان دین کیستند؟ جزمسلمان برونانِ کافر اندرون؟ مسلمانی چیست جز مخالفت با هوی نفس که همه ئ بنده آنند؟



آزادی چیست جز در بی آرزویی؟ در حالیکه همگان اسیر آرزوها و قربانی شهوات خویشتن
اند. خدا پرستی چیست جز رهایی از خویشتن پرستی؟ کسب چیست جز سودجویی یکجانبه و کم
فروشی و فریب؟ سیاست چیست جز اعمال قدرت مطلق، جز زهر چشم گیری، جز پای مالی لطیف
ترین عواطف راستین بشری، جز در گذشتن از روی کالبد سرد عزیزان به خاطر تحکیم مبانی
قدرت شخصی؟ حقیقت امر و نهی های سیاسی چیست؟ جز از دیگران دریغ کردنها و به خود روا
داشتن ها؟ حکمرانان کیستند؟ جز خودکامگانی بیخبر از رنج زیر دستان، جز خودپرستانی
تنها در بند بزرگداشت خویشتن و در حقیقت حکومت چیست؛ جز تسلط بر نفس خویشتن و
فرمانروایی بر خودخواهی ها، جز سلطه بر خودکامگی ها، غلبه بر قهرها و پیروزی بر
دیگر آزادیهای خویش؟


کوتاه سخن بر روابط انسانها چه چیز حکم فرماست؟ جز نفاق، جز دورویی، جز بیگانگی از حقیقت و آزمندی و سوء نظر؟ جز خودخواهی و بی اعتنایی نسبت به رنج دیگران، جز فریب، جز دعوی های درون تهی؟ و در این میان سهم مردان راستین چیست جز خون دل خوردن؟ و با ایشان چه می کنند جز دشمن کامی و کینه توزی؟

این جوهر و درونمایه ئ نیهیلیسم شمس است که با طرح سوالات مختلف به نفی بنیادی جامعه ای بیمار، روابطی نادرست و نا استوار و معیارهایی پریشان و ریاکار می پردازد.))

منبع:
کتاب خط سوم نوشته غلامحسین زرین کوب

0 نظر:

ارسال يک نظر