هرچه بيشتر بر تنه ي ما ميكوبند، بيشتر سر خم ميكنيم.
ايكاش روزگار ،مشت گرانش را بر روزگار تاجران چوب ميكوبيد....
كه در اين دايره ،
نه تنه ي مارا خشكي زده...
نه تبردار از شهوت لذت تبر ميزند...
.... و نه تبرساز براي بازي دستانش تبري ساخته।
ايكاش مشت سنگين روزگار بر سوداگران چوب بوديم.
ما را از ناليدن چه سود ...
ما را از جز سرسپردن چه سود....
- "يك رضا" -
دوشنبه ۱۶ ژانویهٔ ۲۰۱۲
اشتراک در:
نظرات پيام (Atom)
0 نظر:
ارسال يک نظر